مرتضی جان جانی

V5qG1

IMG_20180605_105254_977.jpg15281424515841120524980.jpg

1523803025298

 

 

 

 

اشعار و سروده های من هدیه ای به شما

1902427A97A08176F33D5BA3D141BF9E.960_120_12002CC4BCD896374F30E260494C4C98ADC.960357FFC9BDE72FC77697B52156DC81ABC.960_120_1207

👈 بچگی 👉

دل تنگم دوباره راحت بود،
بازم یادآوری زمان
بچگی بود که در آن زمان دلها شاد بود،
همه دل زنده و آباد بودند

قدیما زندگی رنگی دگرس دارای
زمونه ریتم و آهنگ دیگراست

🥀

قدیما هیچکس # نامردی
کسی کسی را ابراز دلسردی نمی کند

چرا بازار دلیری شلوغه!؟
چرا مهر عصبانی دروغه!

چرا مهر و محبت کیمیا
همه جهان پر از رنگ و ریا بود
چرا مردم مردم در # غم گرفتار
دل تنگه از این دردست بازار

بگو رحم و مروتها کجا رفتی؟
جوانمردی فتوتها کجا رفت؟

# برادر با برادر جنگ دانمارکی
پدر از فرزند خود ننگ داره

# پدر صالحی از بن ریشهکن شد
پسر سالاری و خر در چمن

جوان تا ظهر زیر رختخوبه
پدر بیچاره در رنج و عذابه

قدیما که همش حرف پسر بود
عصای پیری، دست پدر بود

کنون برخی از پسرها بی شرفند
تعصب مرد و زور ندارند

نیل آرزوها بی ثمر شد
برادر از برادر بی خبر شد

حرفی ز عمو دگر و دایی نیست
چه شد خاله، زندایی از ظهر نيست خبر
همه فامیل از ظهر همدیگه دورند
چرا اینگونه سرد و سوت و کورند

یک ماشین میلیاردی سوار
یک هم یک موتور سیکلت نداره

یکی در پول و ثروت گمشده یک
بار هم از نادری در به در بود

یک املاک و صدها خانه
دارا یکی از ملزومات اجاره پول

یکی درگیر درد بی معرفت
یک دنبال وام ازدواجی

یک میمیره از درد خماری
یکی در شب و شب زنده داری

یک بنز ویکی میلر سواره
یک بر واتساپ و وایبر سواره

ببخشیدکه این بنده ساده به نظر
میرسه دل خوشی زمان بچگی

🥀

 

frame_44

چشمم به تمنای تو تا صبح به در
جان من فراقت مه یکدانا شرر بود

در یاد من یادآوری می شد و مه رؤیت
غم ها را سر شب شاهد من تا سحر بود

چشمانش را هم به شمار میآوردیم تا
باران من و شمع را بیخبر و ثمری ببینیم

ز تو عطری گفتم برساند به مشامم
از ظهر بخت بدم باد صبا هم به سفر بود

محتاج نگاهت کردم که نبودی
هر ثانیه ای بی تو گذر کرد شکست شد

بودی به گذر چون کمینگاه رقیبان
آهو خرامان، همه پر از دام و خطر بود

این شیوه عزادن عاشق دیدی؟
می شود ریخت چو خونم نه به پایت به هدر بود

در غيبت تو ماه رمضان ماه مبارك
با تابش خود جاويد، شرمنده قمر بود

 

1523782549048

 

🍂 تنها نشم 🍂

تو رفتی و بی تو من تنها شدم

غمش غمش جهان من گرفتم

شدم اسیری نیمه جان میان موج غماها

کشتی بی ناخدا در این طوفان شدم

رختخوابی بستم زندگی کرد

بی تو آرزویم مانده روی رویا شدم

جغزه بیمار گشتم و افتادم از پا

تو رفتی و من بی پرستار شدم

کنج ویران دل شکسته به خاک

آب گشتم و اندک اندك من کم شدهم …

# شاعر_همیشه_خزان 🍁

 

frame_44

اینجاده خود و تنها خودتان دیگران ممکن است آن را با شما انجام دهد، اما هیچکس نمیتواند آن را برای شما بگذارد.

این جاده مال تو و تنحیته.
ممکن است بقیه بیان و کنارت راه بروند، اما هیچ کس قادر به این راه نیست.

🍁🍁🍁

Negar_14022018_053040

 

عجیب و
غریب است

تکه های خاطراتی کنار من چیده ام
پشت عکس یادگاری، یادگاری میکشم

روزگارم راآگریک روز نقاشی میکنم
یک قفس با خاطرات یک کنناری می شود

مانند گربه، دوردیزی، بیفتو باحیا
باهمه دارایی ام درد درداری من

خواب دیدم ماه بانوی دیارمریدی
آذری می تواند رققاتومن هم هزاری می شود

بسکه میسازدخواب می شود باخاطرش
حسرت یک استکان زهرماری منم

بی مسئولیتی هرکه می پرسد (کفن ظیش چرا)
حبس سنگینی به جرم راسا می شود

ازنج بامن غریبی کرد، حالاغرق
خواب ملحفه روی تون بخت فراری میشیم

بازهم پایان بازی تکراری تایید
شب سحرشدهمچنان من خماری میم

 

IMG_20180822_112437_605.jpg

‍ یادت هست آن روز که با هم مستانه شدیم

فارغ از درد و رنج هر دو یک دانه شدیم

یادت هست که زیر باران شاد بودیم

خنده میکردیم و شیرین و فرهاد بودیم

یادت هست روز اول گفتمت یار منی

من فرهاد تو هستم و تو شیرین منی

بیاد داری بی تو لحظه ای چه بی تاب بودم

فرهادی آواره بودم برکوه و بیدار بودم

یادش بخیر آن روز های عشق و عاشقی

من فرهاد تو بودم و تو شیرین من در عاشقی

ناگهان رفتی و من احساس مرگ کردم

در نبودت بر کوه تیشه ها بر پرتاب کردم

تا تو رفتی بی تاب و قلبم ز سینه افتاد

شدم در گوشه ویرانه های عشق فرهاد

سوختم ز درد عشق و حسرت شد نصیبم

میان چشمانت چه داشتی که دادی تو فریبم

تو رفتی شیرین من بی خبر از فرهاد خویش

افتاده ام بر کوی عشق دلم گشته ریش ریش

این رسم عاشقی نبود بهارم ای سبزارم

کجایی تا که بینی افتادم و دیگر خزانم

تو رفتی و بهاری دیگر نیامد نامرووت

شدم همیشه خزان به کویت کردم عادت

تو رفتی شیرین من فرهاد خویش بردی از یاد

زرد گشتم در خزان‌ عشق تو ای داد و فریاد#شاعر_همیشه_خزان 🍁

https://wordpress.com/page/mortezaja.wordpress.com/3

tofan8740@gmail.com ایمیل

+989218028423 تلفن

کانال تلگرام

https://t.me/Hamishe_Khazan1

 

Advertisements